ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
وقتی آرامش داشته باشی همه چیز برات لذت بخشه حتی انتظار
پدر و مادر عزیز لطفا آرامش منو به هم نزنید با تشکر نوزاد شما |+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه 28 مرداد1387 | موضوع: برای همه لحظات جادویی متشكرم !
متشكرم
برای همه وقت هایی كه مرا به خنده واداشتی. برای همه وقت هایی كه به حرف هایم گوش دادی. برای همه وقت هایی كه به من جرات و شهامت دادی. برای همه وقت هایی كه با من شریك شدی. برای همه وقت هایی كه با من به گردش آمدی. برای همه وقت هایی كه خواستی در كنارم باشی. برای همه وقت هایی كه به من اعتماد كردی. برای همه وقت هایی كه مرا تحسین كردی. برای همه وقت هایی كه باعث راحتی و آسایش من بودی. برای همه وقت هایی كه گفتی "دوستت دارم" برای همه وقت هایی كه در فكر من بودی. برای همه وقت هایی كه برایم شادی آوردی. برای همه وقت هایی كه به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی. برای همه وقت هایی كه دلتنگم بودی. برای همه وقت هایی كه به من دلداری دادی. برای همه وقت هایی كه در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی. |+| نوشته شده توسط نوید در یکشنبه 27 مرداد1387 | موضوع:
گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواه پاکی اوست
|+| نوشته شده توسط نوید در پنجشنبه 17 مرداد1387 | موضوع:
دختران شهر به روستا فکر می کنند دختران روستا در آرزوی شهر می میرند! مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند! کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد!!؟
|+| نوشته شده توسط نوید در پنجشنبه 10 مرداد1387 | موضوع:
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار کان تحمل که تو دیدی همه بر باد امد
گفته بو دی که شوم مست و دو بوست بدهم وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک
|+| نوشته شده توسط نوید در یکشنبه 23 تیر1387 | موضوع: خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها !!! بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ ، خداحافظ همین حالا خـــداحافظ ... |+| نوشته شده توسط نوید در جمعه 21 تیر1387 | موضوع:
.......
..................................................................... ...... |+| نوشته شده توسط نوید در پنجشنبه 16 خرداد1387 | موضوع:
چه زود آرزوم بر آورده شد
از ۴ صبح تا ۷ شب اونم کجا شهرک غرب .مترو.اتوبوس.تاکسی .پیاده روی و.... ولی چه فایده آرامشی ندارم.... باز هم آرامشی نیست . |+| نوشته شده توسط نوید در چهارشنبه 15 خرداد1387 | موضوع: من با زخم زبونها..رفیقم مرهم بزار با حرفات رو زخم عمیقم با توام که داری به گریم میخندی کاش میشد بیای و به من دل ببندی تنها بودن یک کابوس شومه عزیزم کار دل نباشی تمومه ....عزیزم |+| نوشته شده توسط نوید در پنجشنبه 9 خرداد1387 | موضوع:
دوست دارم هر روز صبح پشم برم سر کار
مترو-تاکسی-کار-مشغله-اینترنت-برنامه-وب سایت-... عصر که میشه انقدر خسته بیام خونه که حتی کسیو نبینم و هیچ چیزو نشنوم و یک راست تو رختخواب آخر ماه یک حقوق خوب به این میگن استقلال |+| نوشته شده توسط نوید در چهارشنبه 8 خرداد1387 | موضوع: |
|
|